غروبِ بامداد
امیرهوشنگ گراوند
« مجال / بی رحمانه اندک بود و / واقعه / سخت / نامنتظر. » (شاملو)
الف. بامداد، بامدادِ دوشنبه دوم مرداد ماه در گذشت. ماههای تیر و مرداد 79 ماههای مرگ و خاموشی بزرگانی چند از عالم ادبیات این مرز و بوم بود. بعد از رفتن نصرت رحمانی و محمود احیائی و هوشنگ گلشیری، « بامداد »امان ( احمد شاملو ) را هم از دست دادیم. و براستی که مرگهای پیاپی و به فاصلۀ کم ایام اخیر، روزهایمان را به رنگ سوگ درآورد و در شبِ بی انتهای نیمائی فرو برد. مرگ همه کس را باور می کردم اما شاملو را هیچوقت. و این احساس و باور به مانائی شاملو، ریشه در شاملوئی داشت که در قلمرو خلاقیت اش می شناختم و خلاقیت و آفرینش، کار خدایانست و خدایان نامیرا.
ادبی...ما را در سایت ادبی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 137